تبلیغات
لژیون آقای حجت الله خراسانی - کارگاه آموزشی عمومی پنج شنبه 95/11/7

کنگره 60 درمان اعتیاد

کارگاه آموزشی عمومی پنج شنبه 95/11/7

نویسنده :مسافر عباس
تاریخ:شنبه 9 بهمن 1395-12:16 ق.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
پنج شنبه 7بهمن ماه 1395 جلسه نهم از دوره سوم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی سهروردی به استادی مسافر حجت و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر محسنبا دستور جلسه اول "وادی ششم و تأثیر آن روی من  " و   دستور جلسه دوم ، تولد یکمین سال رهایی  مسافر کوروش راس ساعت 5  شروع به کار نمود.








در این وادی مطالبی را باز می‌کند که برای انسان‌ها روزنه‌هایی را باز می‌کنند که از طرف منبع مشخصی انرژی بگیرند...



خلاصه سخنان استاد :

دستور جلسه اول:

از دبیر عزیز تشکر می‌کنم و همان جور که دبیر اعلام کردند امروز دو تا دستور جلسه داریم یکی وادی ششم و بعدی تولد مسافر کوروش که تولد اولین رهجوی من هست. امروز یک‌شور و نشاط به خصوصی درام که امیدوارم بتوانم این شورونشاط را به شما عزیزان منتقل کنم.

در مورد دستور جلسه اول که می‌گوید حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ کاملاً اجرا کنیم. سر تیتر دستور جلسه را باز می‌کنم و بعد وارد خود دستور جلسه می‌شوم. حکم چیزی است که داده می‌شود یا از طرف قاضی یا از طرف شخص و غیرازآن کاری نمی‌شود انجام داد. عقل هم که می‌دانیم تمام مواردی که ما با آن سروکار داریم، تفکراتمان در آخر کار به یکجایی ربط ختم می‌شود که همان عقل است. این حکم عقل را باید در قالب و جای مشخصی و پیرامون جایی مشخصی اجرا کنیم، ما دو صور داریم یکی آشکار و دیگری پنهان، که برای صور آشکارمان خداوند پیامبرانی را مبعوث کرده که پیام‌آور هستند از طرف قدرت مطلق و ما را به سمت‌وسوی کارهای ارزشی سوق می‌دهند و ما را از ضد ارزش‌ها پرهیز می‌دارند و اما ما درون خودمان پیامبری دارم که در بعد صور پنهانمان هست که اسمش عقل است.


عقل مراتب مختلفی دارد که ما به آن مواردی که می‌خواهیم برسیم. در قبل ما همه کارها را انجام می‌دادیم تفکر می‌کردیم و تفکرات ما، همیشه که میانگین کاری می‌کردیم سر سال یا آخر هفته که حساب می‌کردیم می دیم که به‌جای این‌که پیشرفتی داشته باشیم به ضرر ما آن کارها تمام‌شده است، چه ازنظر بعد مادی و چه ازنظر بعد معنوی. ازنظر جسم روزبه‌روز روبه‌زوال می‌رفتیم. تفکر داشتیم اما تعقل نداشتیم چرا چون بین تفکر و تعقل فاصله بسیاری است. تعقل از عقل گرفته می‌شود ولی تفکر از فکر کردن گرفته می‌شود.


در این وادی مطالبی را باز می‌کند که برای انسان‌ها روزنه‌هایی را باز می‌کنند که از طرف منبع مشخصی انرژی بگیرند، هر شخصی پیرامون آن دریچه‌ای که باز می‌کند انرژی می‌گیرد. هر چه قدر وسعت دید ما بیشتر شود وسعت نوری که به ما می‌تابد بیشتر است. این موارد را گفتم به خاطر این‌که، این موضوع را به دستور جلسه ربط بدهم هر چه قدر وسعت آموزش‌های ما بیشتر بشود وسعت فرمان روایی عقل ما بالاتر می‌رود. هیچ زمانی عقل اشتباه نمی‌کند، داده‌های که ما به عقل می‌دهیم و اشتباه این داده ه را به عقل می‌دهیم، این موقع است که عقل تصمیمات اشتباه می‌گیرد و در جهان‌بینی و کتاب عشق آقای امین و آقای مهندس به زیبای در این صحبت کرده‌اند.

در کنگره به ما آموزش می‌دهند که من مسافر آن کارهایی که قبلاً انجام می‌دادم ضد ارزش بوده و باید از آن خواسته‌هایی نفسانی دوری‌کنم، توأم با آموزشی که می‌گیرم و با صبری که در این مورد انجام می‌دهم وارد نفس لوامه شوم. این موقع بود که وجدان خودش را نشان می‌دهد و طیف بسیار بزرگی از ضد ارزش‌ها روبه‌رو می‌شوید که در جهان‌بینی آقای امین می‌گوید یکی با قتل یک انسان ناراحت می‌شود و یک نفر با بلند صحبت کردن با همنوع خودش ناراحت می‌شود. پس طیفی که وارد نفس لوامه می‌شود بسیار عظیم است.






دستور جلسه دوم: " تولد اولین سال رهایی مسافر کوروش "

 

اولین سال رهایی مسافر کوروش را به خودشان و خانواده محترمشان و ایجنت شعبه و تمام راهنمایان و مسافران عزیز تبریک می‌گویم. اگر یک مروری بکنم از زمانی که آقای کوروش وارد لژیون من شد تا زمانی که به رهایی رسید، دقیقاً می‌توانم همین مورد دستور جلسه امروز را در مورد آقا کوروش بازکنم که همان فرمان روایی عقل خودش را به دست خودش نگرفت به آن مرحله درمان و رهایی نرسید و امروز را می‌بینیم که یک سال از درمانشان و رهایی‌شان می‌گذرد. در مورد مواد مخدر به نفس مطمئنه قائد تا رسیده است. خدا را شکر در مورد سفر ویلیام وایت دارند سفر می‌کنند و انشا الله که آن را هم به نفس مطمئنه برسند. انشا الله که بتواند فرمان روایی عقل خودش را بتواند به دست بگیرد و آن جایگاهی که لیاقتش را دارد برسد.






 

آرزوی مسافر کوروش:

اولین آرزو این‌که همه ما به‌فرمان عقل برسیم و کسانی که به کنگره وارد می‌شوند به رهایی و فرمان عقل در زندگی خودشان برسند.


آرزوی همسفر فریبا:

آرزو می‌کنم همه بیماران به رهایی برسند.


خلاصه سخنان مسافر کوروش:

قبل از این‌که من با کنگره آشنا شوم چیزی حدود بیست سال مصرف مواد داشتم و یکی از عواملی که باعث می‌شد که به سمت ترک نروم ترس بود که داشتم و حتی فکر کردن هم به ترک برایم کار خیلی سختی بود. تا روزی که وارد کنگره نشده بودم نمی‌دانستم آنتی ایکس چه چیزی هست، من در ریاضی ایکس را دیده بودم که به‌عنوان یک مجهول از آن نام می‌برند ولی نمی‌دانستم بزرگ‌ترین مجهول خودم را در جسم خودم نمی‌شناسم. من روزی اولی که وارد کنگره شدم در جلسه اول آقای پژمان برایم در مورد اعتیاد توضیح دادند و همه باروی گشاده من را پذیرفتند. البته قبلاً در شعبه امین گلی بودیم. این موضوع را در مورد اعتیاد پذیرفتم و بعد از چند جلسه آقای حجت را به‌عنوان کمک راهنمایی خودم انتخاب کردم و همین‌جا دست ایشان را می‌بوسم چون می‌دیدم که وقت خودشان وزندگی خودشان را فدای دیگران می‌کردند و فقط من در کنگره دیدم چنین چیزی را و افراد چراغ راه یکدیگر می‌شوند و ایشان هم چراغ راه من شدند و کم‌کم که از سی‌دی‌ها و جلسات لژیون استفاده می‌کردم متوجه شدم که سال‌های سال است که من عقل را به کنار گذاشته بودم.


عقل زندگی کردن نه عقل معیشت را چون درآمد داشتم خانه، امکانات و همسر داشتم ولی عقل زندگی کردن را کنار گذاشته بودم. اما خدا را شکر توسط راهنمایی عزیزم متوجه با این مسئله که چه قسمت‌هایی از زندگی و چه قسمت‌هایی از جسم و روح خودم را به خرابی کشیده‌ام، یواش‌یواش با دوری از ضد ارزش‌ها و خودداری کردن، صبر، پس‌انداز، تسلیم و رضا و توکل، این‌ها را سرلوحه زندگی خودم قرارداد تا به‌مرورزمان توانستم حکم عقل را در شهر وجودی خودم به اجرا درآورم. این موضوع به من کمک کرد تا بعد از 10 ماه و 15 روزبه رهایی برسم و خدا کمک کرد با سر موقع آمدن به لژیون و اجرا کردن فرمان‌های که کمک راهنما می‌داد باعث شد به آن نقطه از سلامتی برسم. از خداوند شکر گذارم که من با کنگره آشنا شدم و همچنین از آقای مهندس که چنین راهی را جلوی پای ما گذاشتند که راه و روش درست زندگی کردن را من گم‌کرده بودم، به‌صورت اولش برگشت. از آقای امین و خانم آنی تشکر می‌کنم و همچنین از ایجنت محترم و آقای امین گلی که با آموزش‌هایی که گرفتند توانستند آن مکان را در اختیار کنگره قرار دهند. از همه عزیزان تشکر می‌کنم.


 شعری از همسفر سارا:

دوستی از من به من نزدیک‌تر، از رگ گردن به من نزدیک‌تر، آن خدای پیش‌ازاین را باد برد، 

نام او راهم دلم از یاد برد، آن خدا مثل خیال و خواب بود، چون حباب نقش روی آب بود می‌توانم بعدازاین با این خدادوست باشم

 دوست پاکوبی ریا می‌توان با این خدا پرواز کرد سفره دل را براش باز کرد صاف و ساده مثل بلبل حرف زد چک‌چک مثل باران راز گفت 

با دو قطره صد هزاران راز گفت می‌توان با او صمیمی حرف زد مثل یاران قدیمی حرف زد می‌توان تصنیفی از پرواز خواند

 با الفبای سکوت آواز خواند می‌توان مثل علف‌ها حرف زد باز بانی بی الفبا حرف زد می‌توان دوباره هر چیز گفت

 می‌توان شعری خیال‌انگیز گفت مثل این شعر روان و آشنا پیش از این‌ها فکر می‌کردم خدا...

از آقای خراسانی تشکر می‌کنم که برا پدرم زحمت کشیدند.


سخنان همسفر فریبا:

خدا را شکر می‌کنم که امروز در اینجا هستم و تولد یک سال رهایی همسرم را تبریک می‌گویم و همین‌جا از آقای مهندس و آقای امین استاد جهان‌بینی تشکر می‌کنم. از آقای عابدینی و مرزبانان محترم و آقای امین گلی و همه شما مسافران و همسفران و آقای خراسانی تشکر می‌کنم که در شادی ما سهیم هستید.

 

























نگارش مسافر : سعید محسن

عکس : مسافر محمد رضا






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Tall-i Bakun
شنبه 29 اردیبهشت 1397 09:22 ق.ظ
What you posted was very logical. But, what about this?
suppose you typed a catchier post title? I am not suggesting your
content isn't solid., however suppose you added a post title
that makes people desire more? I mean لژیون آقای
حجت الله خراسانی - کارگاه آموزشی عمومی پنج شنبه 95/11/7 is kinda plain. You should glance at Yahoo's front page
and watch how they create news titles to get viewers to open the links.
You might add a related video or a related pic or two to
grab people interested about everything've got to
say. In my opinion, it would bring your posts a little
bit more interesting.
دوشنبه 11 بهمن 1395 01:51 ب.ظ
باعرض سلام و خدا قوت اولی سال روز رهایی اقا کورش را خدمت خودش و خانواده محترمش و راهنمای عزیزشون اقای خراسانی تبریک عرض مینمایم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر