تبلیغات
لژیون آقای حجت الله خراسانی - متن سی دی آموزشی "خدمت" از آقای امین دژاکام

کنگره 60 درمان اعتیاد

متن سی دی آموزشی "خدمت" از آقای امین دژاکام

نویسنده :مسافر عباس
تاریخ:سه شنبه 22 تیر 1395-10:15 ب.ظ

متن سی دی آموزشی "خدمت" از آقای امین دژاکام

به قلم مسافر حسین

در خدمت نباید طمع داشته باشیم و آن چیزی را باید برگزینیم که از پس انجامش برمی‌آییم و...


موضوع دستور جلسه هفتگی راجع به ظرفیت و مسئولیت است که موضوع خیلی مهمی است. اگر در کائنات بررسی کنیم مهم‌ترین موضوعی که در نظر گرفته‌شده است، تعادل‌ها یا حفظ تعادل است زیرا بنیان هر چیزی برحسب تعادل می‌تواند مفهوم پیدا کند. اولین شرط برای ایجاد هر ساختار این است که آن ساختار بتواند تعادل خودش را حفظ کند. اگر این شرط را داشت در گام بعد می‌توان برای چیزهای دیگر روی آن فکر و کار کرد.پس اولین شرط حفظ یا بقای هر چیزی، تعادل آن است.

تفاوتی بین موجودات زنده و موجودات غیرزنده در همین نقطه شکل می‌گیرد. در موجودات زنده اگر عاملی یا مسئله‌ای به وجود آید که آن‌ها را از تعادل خودشان خارج نماید، مثلاً بدن یک موجود زنده زخمی شود یا آسیب ببیند، این موجود شروع می‌کند به ساختن خودش و درواقع این مکانیزم در آن وجود دارد که آن تغییراتی که در بیرون به وجود آمده را از بین ببرد و آن را به حالت اصلی و اولیه‌اش بازگرداند اما این خاصیت در موجود غیرزنده وجود ندارد. شما اگر خراش یا آسیبی به یک تخته‌سنگ وارد کنید، پس از گذشت سال‌های سال به همان وضعیت خودش باقی خواهد ماند.

پس تعادل، بنیان حیات را در خودش به وجود می‌آورد. ما از همین موضوع در کنگره و درمان DST استفاده کرده‌ایم. نگاه کنگره ۶۰ این است که درمان در درون خود شخص وجود دارد بنابراین به راهنمایان در کنگره ۶۰ درمانگر گفته نمی‌شود. میگویند راهنما و این بدان معناست که راه را نشان می‌دهند و بعد شخص راه را طی می‌کند؛ اما درمان به خاطر آن خاصیتی که در درون خودش هست اتفاق می‌افتد. اگر تخریبی در درون فرد وجود داشته باشد می‌تواند آن را برطرف کند به شرطی که ما شرایط تعادل را برای او فراهم بکنیم.

موضوع ظرفیت و مسئولیت مطرح می‌شود که درواقع ظرفیت چیزی جز همان دانایی نیست. در مثال استخری که در آموزش‌های کنگره زده‌شده است هر استخری یک گنجایشی دارد و هرچقدر گنجایشش بیشتر باشد می‌تواند محتویات بیشتری را در خودش جای دهد. آن ظرف در انسان‌های مختلف، متفاوت است. مسئله اینجاست که اگر ما خارج از ظرفیت یک ظرفی درونش چیزی را قرار دهیم همان‌قدر که ظرفیت آن را دارد، در خودش می‌پذیرد و بقیه را نمی‌تواند بپذیرد. اگر کمتر از ظرفیتش به او ارائه دهیم هم تعادل برقرار نیست و استخر وجودی فرد فقط به درد آب‌بازی می‌خورد و شنا کردن در آن امکان‌پذیر نیست. انسان بر اساس دانایی‌اش می‌تواند مقداری از چیزی را بپذیرد و قبول کند. اگر کمتر از مقدار توانایی‌اش به او داده شود نمی‌تواند آن توانایی واقعی خودش یا خصلت‌های خوب یا قابلیت‌های خودش را بروز بدهد. می‌تواند خیلی از کارها را بکند، در وجودش هست و توانمندی‌اش را دارد ولی چون به‌اندازه کافی در او آب یا انرژی ذخیره نشده است در عمل کاربردی ندارد. یکی از روش‌هایی که می‌توان انسانی را از کار انداخت این است که به انسانی که قابلیت بالایی دارد، کارهای کوچک محول شود. در اینجا در فرد اختلال به وجود می‌آید و فرد احساس کلافگی و فشار می‌کند.

بعضی از ساختارهای معیوب این‌گونه هستند که انسان‌ها را در جایگاه‌هایی قرار می‌دهند که در حد آن افراد نیست. برای مثال یک استاد برجسته را در دانشگاهی سطح پایین قرار می‌دهند، در اینجا هرچه استاد برای آموزش دانشجویان بیان می‌کند از حد فهم دانشجویان خارج است؛ بنابراین هم خود استاد و هم دانشجویان عذاب می‌کشند چون با همدیگر سنخیت ندارند. اتفاق دیگری که ممکن است بیفتد این است که بیشتر از گنجایش استخر در آن آب بریزیم. مثلاً ظرفیت و گنجایش فردی هنوز در حد میکروفن گردان است ولی ما او را به‌عنوان مرزبان قرار می‌دهیم. اولش برای فرد خوشایند است زیرا حجم بالایی از آب یا انرژی را به فرد ارائه کرده‌ایم ولی اضافی این آب کجا می‌رود؟ این اضافی سرریز می‌شود و بعد اطرافش پر از آب سرریز شده خواهد شد. آن آب به دلیل اینکه استفاده ندارد، گل می‌شود و اطراف فرد را به مرداب تبدیل می‌کند که محل رشد گیاهان هرز خواهد شد. این‌گونه می‌شود که اطراف آن فرد در جایگاه خدمتی بالای خود تبدیل به مردابی با علف‌های هرز خواهد شد و کسانی دورش را خواهند گرفت که مرتبط با آن کاری که بایستی انجام شود نیستند. ما در کنگره به این دانش رسیده‌ایم که جایگاه به‌تنهایی مهم نیست. تصور ما این است که جایگاه است که به ما خوشبختی و آرامش را خواهد داد ولی در عمل کاملاً متفاوت است و این ذهنیت غلط است. اگر تاجی از طلا به وزن دویست کیلو باشد و این تاج طلا را بر سر انسان بگذارند، گردن فرد خرد خواهد شد و سبب مرگش می‌شود.

موضوع این است که ما چقدر می‌توانیم از یک‌چیزی استفاده نماییم که همان مسئله‌ای است که در سی دی «زیر آب » مطرح می‌شود. چه مقدار از آب را می‌توانیم استفاده کنیم؟ اندازه‌ها چه طور هستند؟ در بسیاری از مواقع به اندازه‌ها توجه نمی‌شود. فکر می‌کنیم هرچه بیشتر باشد بهتر است ولی غلط است و معنی ندارد. خیلی وقت‌ها نصف بهتر از کامل است. پس درواقع دانستن مسئله ظرفیت‌ها و مسئولیت‌ها این است که اگر انسان در جایگاهی قرا بگیرد که برای آن جایگاه کم یا زیاد باشد، در هر دو صورت دچار مشکل و رنج خواهد شد. ما باید به این مسئله توجه نماییم که در مسیر تکامل خودمان که در حال طی کردن آن هستیم در باب گرفتن خدمت بیشتر عجله نکنیم. گرفتن خدمت بیشتر همیشه خوب نیست و این هم ‌اندازه دارد. اگر ما اندازه را در خدمت کردن رعایت نکنیم، یا به خود یا به خانواده یا به بقیه اعضای کنگره آسیب خواهیم زد زیرا یک عده هستند که برای انجام آن خدمت آمادگی لازم را دارا هستند و اگر آن کار به آن‌ها محول شود در آن جایگاه خاص می‌توانند به خودشان و دیگران فواید بسیاری را برسانند. ولی وقتی فردی چندین جایگاه خدمتی را اشغال نماید درواقع همه‌جا هست ولی جایی نیست. همه‌جا بودن چه فایده‌ای دارد؟ این همان مسئله اندازه است.

نتیجه این حالت این است که فرد به‌تدریج کمرنگ می‌شود. همچون یک قطره جوهر که در آب ریخته می‌شود و در ابتدا خودش را نمایش می‌دهد ولی به‌تدریج در آب پخش می‌شود و محو می‌شود. انسان اگر جایگاه‌های خدمتی بسیاری را بدون تفکر بپذیرد همچون کسی است که مقدار لازم برای آب‌کردن دو استخر را دارا بوده ولی آن را بین ده استخر تقسیم کرده است. این استخرها آن‌قدر آب ندارند که قابل‌استفاده باشند. افرادی که در آن استخر می‌روند فقط خیس می‌شوند ولی نمی‌توانند فن شناگری را فرابگیرند زیرا در آن لژیون انرژی لازم وجود ندارد. در خدمت نباید طمع داشته باشیم و آن چیزی را باید برگزینیم که از پس انجامش برمی‌آییم و آمادگی و ظرفیت انجام آن را دارا هستیم. اگر کسی در کنگره کمک راهنما می‌شود، آموزش‌دیده است، امتحان‌داده است، پیشینه دارد و مصرف‌کننده بوده است بنابراین خواسته در او وجود دارد و اگر خواسته‌ای در من وجود داشته باشد و من به آن نیاز داشته باشم، وقتی در جهت آن نیاز حرکت کنم در خودم و در دیگران تعادل به وجود خواهد آمد. خواسته چه معقول و چه نامعقول، در نفس وجود دارد و جالب آنجاست که انجام شدن هر دو خواسته در انسان، هم قدرت و هم اعتمادبه‌نفس به وجود می‌آورد. انسان‌هایی که خواسته نامعقول دارند و با تقلب یا حق و ناحق کردن به خواسته خود می‌رسند نیز اعتمادبه‌نفس دارند. انسان‌های زورگو و قلدر که از راه‌های درستی انرژی را کسب نکرده‌اند نیز اعتمادبه‌نفس کسب کرده‌اند و زمانی که در مقابل آن‌ها می‌ایستید ممکن است در شما ارتعاش یا ترس به وجود بیاورند چون انرژی بسیار زیادی دارند.

انسان‌هایی که خواسته‌های معقول را به اجرا درمی‌آورند نیز اعتمادبه‌نفس کسب می‌کنند اما از جنس دیگری است. انسان‌های خوبی که خواسته‌های نفسانی را به اجرا درنمی‌آورند، قدرتشان را از دست می‌دهند. پس درواقع قدرت یا اعتمادبه‌نفس انسان‌ها از اجرا کردن خواسته‌ها چه معقول و چه نامعقول به وجود می‌آید. ولی موضوع اصلی اینجاست که ما بتوانیم به این تشخیص دست‌یابیم آیا خواست و عشق به انجام خدمت را دارا هستیم؟ آیا رها ساختن یک انسان از بند اعتیاد برایم مهم است یا به دنبال تعداد رهجوی بیشتر و احترام بیشتر هستم؟ این انتخاب است که تعیین می‌کند در چه مسیری قرارگرفته‌ایم. اگر بر اساس خواسته معقول یانیاز که آن چیزی است که انسان با انجام آن تعادلش برقرار می‌شود انجام بدهیم و حرکت کنیم هم به اعتمادبه‌نفس دست خواهیم یافت و هم آرامش، برکت و سازندگی. اگر این کار را انجام ندادیم و بر اساس خواسته نامعقول پیش رفتیم، اعتمادبه‌نفس و انرژی به وجود خواهد آمد ولی به تعادل ناپایدار دست خواهیم یافت، اگر کسی به ما حرفی بزند سریع به هم خواهیم ریخت و با کوچک‌ترین ایرادی سریعاً عکس‌العمل نشان می‌دهیم و حالت تهاجمی از خود نشان خواهیم داد.

پس آنچه در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ وظیفه افرادی است که در حال خدمت و آموزش هستند این است که نیاز انسان‌ها را برآورده کنیم. وظیفه ما انجام خدمت به افراد دردمندی است که از اعتیاد در رنج و عذاب هستند ولی برایشان نسخه نمی‌پیچیم، در مسائل شخصی‌اش دخالت نمی‌کنیم. ما در جایگاه کمک راهنمایی به او درس و آموزش را می‌دهیم و اگر مرزبان بودیم با حفظ حریم و حرمت‌ها محیط امن را فراهم می‌سازیم و محبت را می‌دهیم تا آن شخص خودش برود و بر اساس آنچه فراگرفته از فرمول استفاده کند و مسئله را حل کند. درواقع ما در کنگره قضایا و قوانین را یاد می‌دهیم و نحوه به کار بستن قوانین و استفاده از آن‌ها با خود شخص است. اگر بر اساس برطرف کردن نیاز انسان‌ها باشد، انرژی به وجود آمده از آن، انرژی پاک و خوب است. چون اگر در کنگره انرژی لازم تولید نشود، امکان درمان وجود ندارد. ما از همین انرژی برای حرکت‌های خودمان استفاده می‌کنیم و هرچه انرژی پاک‌تر باشد ما را در انجام حرکت‌های خودمان یاری بیشتری خواهد نمود؛ اما اگر در جهت برآورده کردن خواسته‌های نامعقول که در کلام‌الله از آن به‌عنوان هوای نفس یاد می‌شود و برای فرد ضرورتی ندارد، حرکت کنیم سبب ایجاد انرژی منفی خواهد شد که در جهت تخریب است.

پس همواره باید به یاد داشت که نیاز ما در دل دیگران و نیاز دیگران در دل ما است. این امر شامل هوس دیگران نمی‌شود. اگر هوس دیگری برآورده شود هیچ خاصیتی برای دیگران نخواهد داشت. کسی که به درمان می‌رسد می‌تواند بقیه را به راه هدایت کند و به دیگران آدرس بدهد. در ورزش کنگره ممکن است این اتفاق بیفتد که هدف عوض شود. هدف ما از ورزش در کنگره در درجه اول سلامتی است که احیا شدن جسم است. پیام دومش این است که اگر در امر ورزش به جایگاهی رسیدم و در میادین ورزشی موفقیتی را کسب نمودم بگویم که یک مصرف‌کننده بودم و با درمان به این جایگاه رسیدم. کسانی که باور ندارید و ناامید هستید این پیام برای شما است. پس وظیفه دوم، دادن پیام امید و پیام کنگره است. بعضی‌اوقات شاهد این هستیم که ورزشکارانی که در تیم‌های کنگره به موفقیت می‌رسند از بیان مصرف‌کننده بودن و ارائه پیام درمان اکراه دارند. حالا اگر کنگره بیاید و امکاناتش را در اختیار این افراد قرار دهد سبب سقوطش می‌شود. یک باشگاه ورزشی وظیفه‌اش قهرمانی است ولی وظیفه اصلی تیم‌های ورزشی کنگره، انتقال پیام رهایی است. حال اگر در لحظه قهرمانی از بیان کنگره‌ای بودنمان ابا ورزیم از مسیر خودمان منحرف‌شده‌ایم و آنجاست که از یاری خداوند محروم خواهیم ماند چون دیگر نیاز مطرح نیست و به دنبال خواسته نامعقول رفته‌ایم. خیلی از کسانی که بعدها به کنگره آمدند و مشغول درمان شدند به‌واسطه پیامی که این‌گونه توسط ورزشکاران کنگره در تلویزیون و مصاحبه‌هایشان دادند با کنگره آشنا شدند. پس برای کسانی که این امکان وجود دارد در صورت لزوم می‌بایست این حرکت را انجام دهند.

آن‌کسی که نیازش برطرفش می‌شود درونش آن حس خوب به وجود خواهد آمد. وقتی می‌گوییم «آنجا ترا پیوند محبیست که بین تو و قدرت مطلق الله برقرار می‌شود» آنجایی است که آمده‌ای از سر درد و نیاز حرکت کرده‌ای و نیاز برطرف شده است، به درمان رسیده‌ای، آنجا آن پیوند محبت به وجود می‌آید. اگر بر مبنای خواسته نامعقول حرکت بکنید، آن اتفاق نخواهد افتاد. این به آن بستگی دارد که انسان با چه حسی دست‌به‌کاری بزند که همان نیت فرد است. در این مسیر است که ما باید همواره در خدمت نیازمندان باشیم. باید حواسمان باشد که روی چه چیزی تمرکز می‌کنیم چون مشخص می‌کند به‌عنوان یک شخص در چه مسیری حرکت می‌کنیم چه چیزی به دست می‌آوریم.

با تقدیم احترام؛ آگاه و پیروز باشید...

به قلم مسافر حسین رهجوی آقای رضا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مسافر رحیم رهجوی آقای ساسانی
جمعه 8 مرداد 1395 09:21 ب.ظ
عباس عزیز خداقوت
محمد حیدری
شنبه 2 مرداد 1395 09:54 ب.ظ
باسپاس از اقای خراسانی
تشکراز عزیزان وبلاک نویس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر