تبلیغات
لژیون آقای حجت الله خراسانی - کارگاه آموزش جهان بینی کنگره 60؛ "سیگار"چهارشنبه 1395/3/19

کنگره 60 درمان اعتیاد

کارگاه آموزش جهان بینی کنگره 60؛ "سیگار"چهارشنبه 1395/3/19

نویسنده :مسافر عباس
تاریخ:چهارشنبه 19 خرداد 1395-09:06 ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم
 
سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستورجلسه سیگار به نگهبانی و استادی آقای امین دژاکام دبیری همسفر سمانه در تاریخ چهارشنبه 95/03/19 رأس ساعت 16آغاز به کار نمود.
 
 

امیدوارم حال همه شما خوب باشد و امیدوارم این ماه مبارک رمضان، ماهی باشد که در طول آن بتوانیم چیزهائی را یاد بگیریم و تجربه کنیم. فشار و سختی هست، ولی می توانیم از این قضیه برای بالابردن نقطه تحمل و اعتمادبنفس استفاده کنیم و حسمان بهتر شود. گاهی اوقات انسان اعتمادبنفس پیدا می کند، ولی سخت تر می شود. ولی ما می خواهیم از این اعتمادبنفس برای خودمان و کمک به دیگران استفاده کنیم و نه برای تفاخر.
من خودم هر سال می گویم، در حد توانم انجام می دهم، سال های مختلف، متفاوت بوده است. دیروز سردرد شدیدی گرفتم و با زمان سقوط آزاد مقایسه می کردم، دیدم این قضیه با سقوط آزاد زیاد فرق نمی کند. بعد دیدم که این قضیه بواسطه نخوردن چای است. اثرات نخوردن چای به صورت سردرد ظاهر می شود. عزیزان اگر سردرد وحشتناکی پیدا کردند، بیشتر به خاطر نخوردن چای است. اگر سحر چای بخورید، مشکل مقداری حل خواهد شد. 
کنگره کم کم به سمت آکادمی شدن حرکت می کند، مقدمات این کار هم انجام شده و انشاء الله ادامه خواهد داشت. وقتی کنگره کارش را آغاز کرد، بسیاری از افراد اعتقادی به روش آقای مهندس نداشتند، آنها بیشتر استناد می کردند به مسائل علمی، تاکید می کردند که این روش اصلاً زمینه علمی ندارد. کم کم که کنگره رشد پیدا کرد و نتیجه داد، می گفتند که شیشه درمان ندارد، بعد شیشه ای ها آمدند به کنگره و به درمان رسیدند. بعد بیماری های لاعلاج دیگر هم به نتیجه رسید و دیدگاه ها کم کم تغییر کرد.
موضوعی که مطرح است این است که اصولاً دانش بشری یا آن چیزی که ما بعنوان علم می شناسیم، الآن ممکن است از مسیر خودش فاصله گرفته باشد. در گذشته علم، عملاً کاربردش در این بوده که بتواند در زندگی مردم تغییر ایجاد کند. 
مردم باستان اصلاً اهل تعارف نبودند، برای نیاز خودشان می گشتند و راه پیدا می کردند و آن راههایی که پیدا می شد، مثلاً اگر به ستاره شناسی علاقه مند می شدند، بخاطر این بود که می توانستند از طریق ستارگان راه را پیدا کنند و این پیدا کردن راه برایشان حیاتی بود. بنابراین از روی ستاره ها می توانستند راه هایشان را پیدا کنند، برای همین به ستاره شناسی علاقه مند بودند.
بنابراین تمام چیزی که در گذشته به عنوان علم یا پایه های علمی شناخته شد، از نیاز انسان برای حیات و ادامه حیات و بهتر شدن زندگی به وجود آمد. بعدها تفکر هم اضافه شد. بعد از سال ها اندیشمندانی پیدا شدند، هندسه و ریاضی بوجود آمد. 
بعد هم اندیشمندانی پیدا شدند که گفتند اصلاً ما چی هستیم و اصلاً زندگی برای چه هست؟ برای اینکه خودشان را بهتر بشناسند و کم کم علوم فلسفه بوجود آمد.
 
 
در گذشته علوم در ریاضیات، طب ، هندسه و معماری خلاصه می شد. بعد از اینکه جلوتر آمدیم، انسان بیشتر در زمان رنسانس گفت که بیاییم و ببینیم اصلاً مسئله علمی چه هست؟ گفتند که ما یکسری قوانینی باید برای هر چیزی داشته باشیم که با استفاده از این قوانین بتوانیم مسائل را توضیح بدهیم، مثلاً بعنوان مثال می گفتند در این زمین که زندگی می کنیم، باید ببینیم که زمین در جهان یک جای ثابت دارد یا نه متحرک ؟ بنابراین نظریه بوجود آمد. مثلاً در مورد بدن انسان که طب شکل گرفت، گفتند که نظریه  مجموعه ای از اصول و قوانینی بود که می توانست پدیده ها را توجیه کند.
یعنی تعریف نظریه این گونه است؛ مجموعه ای از اصول و قوانینی هستند که با استفاده از آنها می توانیم وقایع را توجیه کنیم.
مثلاً می گفتند که طبیعت انسان چهار نوع است، سودائی ، بلغمی، صفرائی و ... هر طبعی هم خاصیت خودش را دارد، بعد می گفتند که هر گیاهی برای یکسری از این طبیعت ها مناسب است. پس می گفتند اگر انسانی طبیعت بلغمی دارد، اگر از طبیعت خودش خارج شود، بیماری ظاهر می شود.
در واقع این چهارطبیعتی که برای انسان در نظر گرفته بودند، یک نظریه بود. ولی آن موقع نمی دانستند که شاید اسمش نظریه است. 
بعد گفتند ما می خواهیم داروهائی که برای بدن انسان مفید است، پیدا کنیم. می گفتند که هزاران گیاه وجود دارد، از کجا می فهمیم که چه گیاهی برای چه بیماری خوب است. نظریه این بود که می گفتند: هر گیاهی دارای یک شکل است و اعضای بدن هم یک شکلی دارد، نظریه این بود که هر گیاهی بر اساس شکلی که دارد، برای آن عضو بدن مفید است. مثلاً اگر گیاهی شبیه قلب است، یک خاصیتی برای قلب انسان دارد که برای آن مفید است.
بنابراین داروسازها و پزشکان در طبیعت می گشتند و لازم نبود که هزاران دارو را روی انسان امتحان کنند، مثلاً می گفتند این شخص کبدش مشکل دارد، بعد گیاهانی که شبیه کبد انسان بود، جمع آوری می کردند و بعد امتحان می کردند و این می شد نظریه.
این کارها از زمان گذشتگان انجام می شد، ولی در زمان 400 ، 500 سال پیش  ، به شکل قانونمندی در آمد. بعد نظریه های مختلفی شکل گرفت. 
یکی از نظریه هایی که در زمان گذشته وجود داشت، این بود که زمین مرکز عالم است. ستاره شناسان می آمدند و حرکت ها را بررسی می کردند، بر اساس اینکه زمین مرکز کائنات است، بعد مدلهای دیگری را ارائه می دادند. تقریباً حدود 300 سال پیش (البته قبل تر هم بود) دانشمندانی گفتند که زمین مرکز کائنات نیست، بلکه خورشید مرکز کائنات است. بعد آمدند علم ستاره شناسی را از نو بررسی کردند. 
حالا من چرا این مطالب را گفتم، برای اینکه بگویم نظریات پایه های علمی دنیا را شکل می دهند. یعنی اگر شما بخواهید در هر علمی بروید، مثلاً ریاضیات، می گویند نظریه اعداد. اگر بخواهیم وارد فیزیک شوید، می گویند نظریه فیزیک کوانتوم...
شما در هر شاخه ای وارد شوید، هر شاخه تشکیل شده از تعدادی نظریات و این نظریات بر اساس اینکه بتوانند پدیده ها را توضیح بدهند، قدرتمند هستند. 
 
 
نظریه سیستم ایکس چه می گوید؟ می گوید سیستم بدن انسان را چیزهایی کنترل می کنند که شامل میانجی ها و ناقل های عصبی می شوند، اگر از بیرون یکسری میانجی وارد کنیم، این سیستم مختل می شود و اگر بخواهیم آن را به حالت اولیه خودش برگردانیم، باید 11 ماه زمان به آن بدهیم.
این نظریه خیلی خوب کار کرده است و می تواند بسیاری از بیماری ها را درمان کند.
در حال مطالعه کلام الله بودم و با یکسری نظریه ها برخورد کردم. دیدم که بعضی از آیات کلام الله در یک خط، یک نظریه را مطرح می کند. جالب این است که این نظریه ای که مطرح شد، متعلق به 1400 سال پیش است. ولی یکی از این نظریاتی که برای شما مطرح می کنم، مربوط به 100 سال پیش است. یعنی موضوعاتی را مطرح می کند که مربوط به دانش زمان خودش نیست. من هم چند نمونه از این نظریه ها را در قرآن مطرح می کنم.
نظریه ای در زیست شناسی می گوید، موجوداتی را زنده می گوئیم که دارای چهارویژگی باشند؛ 1ـ بایستی در ترکیبات موجود زنده حتماً کربن وجود داشته باشد. 2ـ واکنشنهای شیمیائی که در هر موجودی اتفاق می افتد، آب وجود داشته باشد.3ـ .... 4ـ .... 
آیه 30 سوره انبیاء می گوید: .... هر موجود زنده ای را از آب آفریده ایم.... در این نظریه که تقریباً 100 سال است در زیست شناسی مطرح شده است، می گوید اگر آب را از موجودی برداریم، دیگر موجود زنده نمی توانیم بنامیم.
یک نظریه دیگر ؛ جهان ما از نقطه کوچکی در یک انفجار بزرگ متولد شد، بعد رشد کرد و تبدیل شد به سیارات و کهکشانهایی شد که ما آنها را می بینیم. در آن سی دی آقای مهندس می گویند، ساختاری که اتفاق افتاد، مثل بذر می ماند، که شما دانه را می کارید، بعد آب ، نور و ... جذب می کند و تبدیل به یک درخت می شود. این نظریه انفجار بزرگ، تقریباً حدود 80 سال است که مطرح شده، اما در آیه ای که در سوره انبیاء است می گوید: 
اگر شما چیزی را بدانید و از آن استفاده نکنید و بکار نبرید، کافر می شوید. کافر شامل کسی می شود که معلمش به او درس داده و به او جزوه داده ولی او استفاده نمی کند. می گوید: آسمانها فرو بسته بودند، آنگاه آنها را برگشادیم. 
تا 300 سال پیش اعتقاد داشتند که زمین مرکز عالم است و حرکت نمی کند، حالا در آیه 88 سوره نمل می گوید: و کوهها را ببینید و آنگونه حساب کنید که آنها ثابت هستند، حال آنکه همانند ابر حرکت دارند، آفرینش خداوند است که هرچه را در کمال استواری پدید آورده است و .... 
می گوید: کوهها را ببینید که آنها را ساکن فرض می کنید. اگر نظریه مرکز بودن عالم درست بود، کوهها ساکن بودند و حرکت نمی کردند. ولی وقتی می گوید، کوهها را می بینید که همانند ابر حرکت می کنند، پس این کوهها هم در حرکت دایره ای حرکت می کنند. ولی می گوید آنها را نمی بینید. این نظریه این است که بعنوان نظریه نجوم شناخته می شود و 300 سال پیش کشف شده است، ولی در کلام الله 1400 سال پیش مطرح شده است.
نظریه بعدی که امیدوارم بتوانم آن را بیان کنم، نظریه ای در فیزیک بعنوان نسبیت عام وجود دارد. تقریباً حدود سال 1915 آقای آلبرت انیشتین این نظریه را مطرح می کند و آن هم این است که هر نقطه ای از جهان اگر ماده یا موجودیتی داشته باشید، آنگاه فضا بوجود می آید، یعنی اینکه اگر خورشید و کره زمین باشند، فضا هم بوجود می آید. آقای انیشتین مطرح کرد که اگر شما ماده ای مثل کره زمین داشته باشید، فضا بوجود می آید. فضا مثل صفحه کاغذ در اطراف یک جرم بوجود می آید که در واقع آن جرم به صفحه کاغذ شکل می دهد، یعنی می تواند منحنی و صافش کند. یعنی فضا از جرم بوجود می آید و مثل صفحات کاغذ و امواج می ماند. می گوید وقتی جرمی در فضا بوجود می آید، جرم دیگر در این صفحه ای که در کنارش است شناور می شود، شروع به حرکت کردن می کند. 
 
 
حالا اینجا آیه 33 سوره انبیاء داریم که می گوید: و اوست کسی که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید، که هر یک در سپهری شناور است.... یعنی می گوید خورشید و ماه روی فضائی که بوجود آمده است، شروع به حرکت کردن می کند. این نظریه توسط آقای انیشتین در سال 1916 مطرح شده. اگر ما برگردیم به 300، 400 سال پیش، دیگر کلمه شناور را نمی تواند استفاده کند و باید بگوید معلق هستند. 
معجزاتی در کلام الله وجود دارد، مثل عدد 19 که آقای مهندس هم در مورد آن در سی دی 19 صحبت کرده اند. 
اینکه ما بخشی از آموزشهایمان را بر اساس کلام الله پیش می بریم، بسیار حائز اهمیت است، بسیاری از نظریاتی که در ماهواره ها و جاهای مختلف مطرح می شود، نشان دهنده نادانی انسانهاست و ما می توانیم با کمی تفکر و تعمل به خوبی صحت آنها را تشخیص دهیم و بهترین کار این است که خودمان برویم و شروع کنیم به مطالعه کردن و استفاده کردن.


نگارنده: مسافر احمد شریفیان
عکاس: مسافر سیروس

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر