تبلیغات
لژیون آقای حجت الله خراسانی - نوشتارسی دی"باران رحمت"آقای مهندس دزاکام

کنگره 60 درمان اعتیاد

نوشتارسی دی"باران رحمت"آقای مهندس دزاکام

نویسنده :مسافر عباس
تاریخ:دوشنبه 27 اردیبهشت 1395-12:17 ب.ظ

نوشتار سی دی "باران رحمت" آقای مهندس دژاکام


در مورد اعتیاد، مسئله جسم، روان، جهان بینی، در جهان امروز، مبهم و گنگ است. و به اعتقاد علماء، اعتیاد در سطح گیتی، قابل درمان نیست! اگر بگویید شما از کجا می دانید؟ چون من با بزرگترین مراکز تحقیقاتی جهان که نایدا است و با متخصصین آن در ارتباط هستم. و تا زمانی که این سه مؤلفه حل نشود، ما به رهایی نمی رسیم.

روزی که انسان خلق شد، اگر قبل از آن را نگاه کنیم، جامدات، نباتات، حیوانات، اینها هر یک از قانون مشخص و خاصی پیروی می کنند و چندان پنهان کاری نیست.. پنهان کاری حیوانات فقط در این حد است که مثلاً کلاغ گردوها را در جایی پنهان می کند، بعد که گرسنه شد، برود آنها را بخورد. یا مثلاً سگ، تکه استخوانی را زیر زمین پنهان می کند تا در هنگام گرسنگی برود و آن را بخورد. ولی چون به انسان اختیار داده شده، و انسان بر سر دوراهی قرار می گیرد، بنابراین می توان گفت، حق با باطل، دروغ با راست، عشق با نفرت، در هم آمیخته شده است که اینها در هم است و جدا کردن اینها کار دشواری است. ولی هر چقدر انسان به تکامل، بیداری، تفکر و اندیشه بالاتری برسد، بهتر می تواند اینها را از هم جدا کند. در غیر این صورت، باطل را حق می پندارد! یعنی خرده شیشه را الماس می بیند و خرمهره را گوهر شب چراغ!! و یکسری مسائل ظاهری را مسائل باطنی و ریشه دار می بیند! برای چه ما حق را از باطل جدا کنیم؟ برای این که بتوانیم، زندگی کنیم.. چون حق، به زندگی ما سروسامان می دهد. و باطل، زندگی ما را تباه و ویران می کند.. و ما برای این می خواهیم حق را از باطل جدا بکنیم. نه برای این که انسانهای خوب و عارف و با دیانتی باشیم..این سر جای خودش است.

جهان امروز، همانطور که پیشرفت شایانی کرده است، مشکلات شایانی هم  بوجود آورده است.. شما در سطح گیتی اگر نگاه بکنید، انسان سالم را کمتر پیدا می کنید! در قدیم از هر ۱۰ نفر، یک نفر، مریض بود.. ولی الان از هر ۱۰نفر، ممکن است یک نفر سالم باشد! شما دور و وَر خود را نگاه بکنید، یک عده از انسانها که معتاد به مواد مخدر هستند.. یکسری که معتاد به الکل هستند.. و یکسری هم که تعدادشان از معتادین به موادمخدر و الکل هم بیشتر است کسانی هستند که به قرص اعتیاد دارند! و انواع و اقسام سرطانها، بیماریهای قلبی، ناراحتیهای کلیه، تومور مغزی، ناراحتیهای گوارشی، بیماری MS، صرع و... که در سطح جهان، انسانها دچار این مشکلات شده اند. چون هر چه پیشرفت، بیشتر بوده است حق را از باطل، کمتر توانسته ایم جدا بکنیم.. و مشکلات عدیده ای بوجود آورده ایم.

زمین را آلوده کرده ایم.. هر روز چند میلیون تُن، گازهای گلخانه ای به طرف فضا می رود و باعث گرم شدن زمین می شود.. تمام فاضلابها وارد رودخانه ها می شوند و رودخانه ها را مسموم می کنند.. توسط کشتی های نفتکش به عناوین مختلف، دریاها آلوده می شوند. در دریاها و سواحل، آنقدر آلودگی و لجن است که خدا می داند.. اینها همه آلودگی است. حالا این همه بیماریها و آلودگیها که خون، ریه، قلب و تمام بدن ما را آلوده کرده اند، خودمان هم یک چیزی به آن اضافه کرده ایم! با سیگار یا قلیون، الکل، موادمخدر، توسط ما این آلودگیها سوار بر آلودگیهای قبلی می شوند.

صور پنهان و صور آشکار، مثل این بیماریهاست. بیماری باطنی و بیماری ظاهری.. انسانها ممکن است از نظر ظاهری، خوب، سالم، زیبا و بی نقص باشند، ولی ممکن است از درون داغون باشند. زندگی امروز ما در ایجاد بیماریها نقش اساسی دارد. زمین واقعاً آلوده شده است.. چهار عنصر آب و خاک و آتش و باد که قدما می گفتند؛ زمین از اینها بوجود آمده است و این چهار عنصر، مقدس بودند. و ما آب را خاک و هوا را آلوده کرده ایم..

مثل قصه اُرکستر سمفونی؛ که این ارکستر، معمولاً ۵۰-۱۴۰ نفر، نوازنده دارد.. وقتی افراد به تمرین می رفتند بعضی از موزیسین ها کار داشتند و به تمرین نمی رفتند و به دوستشان می گفتند تو بجای من برو.. فقط کافیست بروی و روی فلان صندلی که مال من است بنشینی و ادای ویولن زدن را در بیاوری.. چون صد نفر در حال نوازندگی هستند نزدن تو معلوم نمی شود! همه موزیسین ها این کار را می کردند.. تا این که روز کنسرت شد و همه مدعوین و رهبر ارکستر آمدند.. که رهبر ارکستر، دستش را می برد بالا، می آورد پایین، و همه گروه دارند می زنند ولی هیچ صدایی در نمی آید!! چون تمام اعضای ارکستر، دوستانشان را فرستاده بودند. همین بلا، امروز دارد بر سر ما می آید. من می گویم  پای دوتا درخت، گازوئیل می ریزم و خشک می کنم، طوری نمی شود. آن یکی می گوید؛ فاضلاب کارخانه من مگر چقدر است؟ و آن را به رودخانه می ریزد. آن یکی می رود، شمال و تمام زباله هایش را در جنگل می ریزد.. همه در تولید زباله تلاش می کنیم و می گوییم مال ما معلوم نمی شود. می رویم در حریم رودخانه ها، خانه می سازیم و می گوییم به ما مربوط نیست! که آن شخص نمی داند که فردا روز، بچه و نوه هایش روی این زمین می خواهند زندگی بکنند. و فقط به فکر پول درآوردن است.. آن موقع فرزند خودش سرطان، تومور مغزی و... می گیرد. آن موقع عروس خودش، مصرف کننده شیشه می شود.. اینها همه یک واکنش دارد، یک برگشت دارد.

با این که افرادی هستند که ساده زندگی می کنند، ولی باز هم دچار امراض گوناگون می شوند! یعنی کسانی که مواد افزودنی نمی خورند، باز هم مریض می شوند.. درون انسان، بیماریهایی است که همیشه باید مورد بازبینی قرار گیرند. باید هر۳-۲ سال، یکبار یک چکاپ انجام دهیم. حداقل یک آزمایش خون، چربی، قند و... یک آزمایش کلی انجام دهیم. ساختن بیمارستان و تجهیز آن، این یک بخش کوچکی از درمان است و درصد کمی از آن به یاری بیمار می آید.. مابقی آن علم و عمل است. مثلاً گوش کسی جوش می زند، گوش آن را از بیخ می بُرند و بجای آن پروتز می گذارند! که فردا این مشکل در بینی آن بوجود می آید.. چون صورت مسأله را پاک کرده اند، ولی منشأ را از بین نبرده اند. که همراه بیمارستانهای مدرن و مجهز، باید حتماً علم هم باشد.

 یکی از چیزهایی که می تواند ما را از بیماریها دور نگه دارد، فقط سالم زیستن است. که بارها و بارها این را گفته ام؛ باید به تمام مواد غذاییها توجه بکنیم. به تغذیه، فکر، محیط زیست باید توجه ویژه ای شود. نمی شود بگوییم اصلاً غذاهای کنسروی نخوریم.. چون در این صورت اگر به سوپرمارکت برویم مواد غذایی دیگری پیدا نمی شود! ولی مصرف اینها را باید ذره ذره، به حداقل برسانیم. سعی کنیم از مواد طبیعی و متنوع استفاده بکنیم. از انواع سبزیجات استفاده بکنیم.  غذاهای مردم در گذشته که ساده زیستی بود، خود ماست یا کشک یا تخم مرغ، به تنهایی غذا محسوب می شد. بچه های امروز، نمی توانند پنیر طبیعی بخورند! چون پدرو مادرها آنها را به خوردن غذاهای طبیعی، عادت نداده اند.

بحث بین استاد و شاگرد در تاریخ، ۸۲/۶/۱۸

وقتی که برای حل مسائل، دوستی، محبت و عشق باشد، مسائل زودتر حل می شوند. که این کار، کار سختی است. مثلاً شما با کسی مشکل دارید بجای هزارتا پیغام و پسغام، بروید پیش او و بگویید که من این مشکل را با تو دارم.. چون وقتی دوستی و محبت باشد، مشکلات خیلی زودتر، راحتتر و بهتر، قابل حل هستند. با پرخاش مسئله ای حل نمی شود.

درونیها یکدیگر را جذب می کنند. درونیها کسانی هستند که یک اعتقاد، عشق و محبتی دارند. بیرونیها، راه خودشان را می روند. درونیها تشکیل خانواده می دهند. بیرونیها بچه هایشان را رها می کنند! ما درونیها هستیم.. خودمان به رهایی رسیده ایم و سعی می کنیم به بقیه انسانها هم کمک بکنیم . آنها را هدایت کنیم تا آنها هم به رهایی برسند. زندگی دیگران برای ما مهم است.

یواش یواش، جهان به سمتی حرکت می کند و به گونه ای تبدیل می شود که انسانها نمی دانند چه بلایی بر سرشان می آید.. همین مسأله لایه ازن، آلودگیها، انواع و اقسام بیماریها و... که هر چه آدمها بیشتر می شوند، انسانها غربت و تنهایی شان بیشتر می شود. جهان به گونه ای می شود که انسانها هر چه رحمت خدا و هر چه خوبی است را کفر می بینند! همه چیز معکوس می شود.. دزدی را زرنگی، رشوه خواری را فهمیدگی، خداپرستی را عقب افتادگی و عشق داشتن را امّل بودن می دانند!! و آنچه که ضد خدا و ضد دین است، آن را مثل نور می بینند و آنها چشمانشان را کور می کند. اینها ضد انسانیت را روشنفکری و بی خدایی را عین با سوادی و با شعوری می دانند! وقتی که این اتفاق ها می افتد، بعضی ها فکر می کنند که اینها همیطوری است. مثلاً الان در یک کشور اروپایی، یک حزبی، یک نهضتی درست می کند که این نهضت، ضد اسلام است، که اصلاً نمی دانند اسلام چه هست!!

استاد می گوید؛ ما شاهد و ناظر گمگشتگانی هستیم که هرگز فکر نمی کردند که کورراهی را بیابند. در همین سیستمی که داریم با هم کار می کنیم.. درونیها که داریم به هم کمک می کنیم که از این تاریکی و ظلمت اعتیاد، خارج شویم. این لطف پروردگار است که باران رحمتش را بر پشت بام این افراد می باراند  و این افراد رها می شوند. و دیگرانی که با داشتن بامهای  بسیار وسیع (شرایط خوب و عالی، بقول خودشان) هیچ بهره ای از این باران رحمت الهی نمی برند. عزیزانی که رشد کرده اند، همینطور دیمی و شانسی، رشد نکرده اند. با دانش، علم، برنامه ریزی، آگاهی و جهان بینی، همراه بوده است. این مهم است که تو میخواهی صور پنهان را پرورش دهی تا آماده، برای سفر دیگر شوی.

همه جهانها مهم هستند و هر کدام یک ویژگی خاصی دارند. و ما نمی توانیم یکی از آنها را در الویت قرار دهیم و بگوییم که این جهان بهتر است یا جهان آخرت.. یا بگوییم این دنیا مهم نیست جهان آخرت است که مهم است! اصلاً اینطور نیست.. این دنیا بسیاربسیار مهم است.. چون این دنیا است که آخرت را تعیین می کند.. اگر این دنیا خراب باشد، آخرت هم خراب می شود. هر کدام از جهانها تعلیم خاص خودش را دارد و زمانی برای آنها صرف می شود.. ما جدا نمی کنیم ما نمی خواهیم به جهان دیگری برویم.. خودمان خودبخود به جهان دیگر می رویم.

یک مطلبی که استاد به من گفت این بود؛ که خوشحال هستند که من از ایجاد و باز شدن شعبه، یکی دو سالی است که جلوگیری کرده ام. یعنی اجازه نمی دهم شعبه جدیدی برای کنگره، باز شود. و جلوی رشد شعبه ها را می گیرم. الان نزدیک ۴۰تا شعبه داریم و اگر من جلوی ایجاد شعبه را نمی گرفتم، الان شاید حدود ۳۰۰ تا شعبه داشتیم.. ولی ما نمی خواهیم کیفیت را از بین ببریم.. چون وقتی شعبه ای ایجاد شود باید بتوانیم آن را کنترل کنیم و نیروهایی را که پرورش داده ایم، نیروهای وفاداری هستند.. ولی ظرفیت اداره شعبه را ندارند. کسی که راهنما می شود و ۲۰ تا شاگرد دارد باید ظرفیت آن را داشته باشد که بتواند این ۲۰ نفر را پرورش دهد و خودش و قبله اش را گم نکند. 

و کسی که مرزبان می شود باید ظرفیت آن را داشته باشد.. بنابراین نیروها تربیت شده اند، آموزش دیده اند، وفادار هستند، ولی باید ظرفیت چرخاندن یکسری از مراکز را هم داشته باشند. مثلاً کسی که مرزبان شد، آیا این پتانسیل را دارد؟ در هر جلسه نگهبان، دبیر و استاد جلسه، اینها باید در نظافت سالن، کوشا باشند و به همراه لژیون خدمتگذار، سالن را تمیز و جمع وجور بکنند. حتی مرزبان هم در این قضیه باید کمک کند. حالا در بعضی از شعب، ما دیده ایم که مرزبانها خودشان شده اند، رئیس و یکسری از نیروها را هم به عنوان خدمه شان گرفته اند! این یعنی اشتباه، متوجه شدن موضوع.. که باید اینها در انجام کارها با بقیه همکاری بکنند. اینجا است که آن ظرفیت باید فراهم شود. باید طوری شود که در خدمت کردن، مسابقه بگذاریم تا جلو بیفتیم، بتوانیم خدمت بکنیم که حال خودمان خوب شود. امیدوارم که در این مسائل، رستگار شویم و امیدوارم نیروهای ما بسیار قدرتمند و قوی شوند، تا آنموقع بتوانیم شعب را زیاد بکنیم.. فعلاً باید شعب را در همین حد نگه داریم که کیفیت از بین نرود.

منبع:نمایندگی قزوین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر